بهراد بهراد ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

روز های عروسکی

شیطون بلاااااااااااااااا

قربونت برم من که هر چی بزرگ تر میشی........... شیطون تر میشی......................                                                    شیطون بلا توی دلم خونه کردی               من رو تو با ناز و ادات نیمونه کردی...   سری به ادامه ی مطلب بزن قربونت برم من که تو اینقدر شیطون شدی خاله جونی...................... ...
2 آبان 1391

بهراد اسنفجی

راستی بهتون گفتم که بهراد ما عاشق باب اسفنجیه هر وقت  کارتونش رو میذاریم تا اخرش میشنه نگاه میکنه برای خوندن شعر بهراد و باب اسفنجی به ادامه ی مطلب بروید       آماده اید بچه ها... بله نا خدا.... نشنیدم صداتونو... بله نا خدا.... اووووووو میاد پیشتون با خوش حالی... بهراد اسفنجی... عاشقه آبه این توپولی... بهراد اسفنجی... نداریم دوستی به این خوبی... بهراد اسفنجی... اسفنج کوچیک دندون خر گوشی... بهراد اسفنجی...بهراد اسفجی...بهراد اسفنجی پوشک مکعبی... ههههههههههه درو دو دو دو دو ...
26 مهر 1391

دلتنگی

سلام خاله جون امروز بعد 1 هفته از مسافرت(دیدن خاله بهار) برگشتم.دلم برات خیلی تنگ شده بود.تازه دل خاله بهارت هم واست یه ذره شده بود.تو هم هر روز با خاله بهار حرف می زدی:اَاَاَاَاَ ا ی ی ی ی اووووووووو حالا دیگه اینقدر به بودنت عادت کردم که اگه یک روز هم نبینمت دق می کنم توی اون مدت همش فیلم های تو رو نگاه می کردم. به صدای خنده های بلندت که همه جای خونه رو پر می کرد به جیغ های بنفشت به او و ای ی ی گفتنات به گریه هات که ضبط کرده بودم گوش می کردم. و و قتی که برگشتیم واست سوغاتی های خوشمل آوردیم. وقتی از در وارد خونتون شدم تو (انگار که خیلی دلم برات تنگ شده بود)پریدی تو بغلم. منم محکم فشارت دادم و ی...
26 مهر 1391

بهراد عشق بیرونا.......

قربونت بشم که این قدر در در رو دوست داری فدات بشم.............. واسه ی در در رفتن چه قدر بال بال می زنی.................... برای خوندن یه خاطره از در دری بودن نی نی ما به ادامه ی مطلب بروید امروز خاله می خواست بره بیرونا و بهراد رو نبره وقتی خاله پگاه لباس پوشید بهراد فهمید که خاله می خواد بره بیرون و خودشو چسبوند به من تا ببرمش بیرون.................. وقتی هم که می خواستم برم تو بغل مامانش نمی رفت(مامانش نمی خواست بره در در ) هر کار کردم نمیرفت از بغلم بیرون و خودشو چسبونده بود به من..................... قربونت بشم من که اینقدر در دری هستی................... ...
11 مهر 1391

بهراد می تونه......

♥بهراد خزید............♥ آفرین پسر ناناز که تازه توی 9 ماهگی خزیدی!!!!!!! ای ی ی ی ی ...من می تونم...... دیدی خاله جون نونستم...تنبل نیستم   بهراد تا حالا نخزیده بود............... راستش فکر می کردیم که تنبل ولی امروز متوجه شدیم که................. امروز بهراد گذاشته بودیم توی دشک بازی و به امان خدا ولش کرده بودیم و رفتیم سر کار های خودمون..... بعد که بعد از 10 دقیقه برگشتیم دیدیم 5 متر اومده بود جلو.....................بله حالا فهمیده بودیم پسر ما تنبل نیست........ اون واقعا واقعانی خزیده بود................. دوستت دارم عنوسکم کی بشه که راه بیفتی........ ...
11 مهر 1391

مروارید های تو

سلام عزیز خاله.............. قربونت برم من که اینقدر دندونات ناز شده.............فقط 4 تا دندون داری ولی با همین دندونات اینقدر ناز شدی که هر کی دندونات رو میبینه قربون صدقه ات میره................ نمی دونم تصور کنم که چه قدر لثه هات می خاره...................بعضی وقتا درد لثه هات اینقدر زیاد میشه و کلافه میشی...................بعد هم  میزنی  زیر گریه.............فدات بشم من که اینقدر درد میکشی....ولی  ارزششو داره.................دیگه مثل پیرمرد های بی دندون نیستی!!!!!!!!!!!!! عزیز دلم نمی دونی اولا که دندونات داشت در می اومد وقتی بهت غذا می دادم......وقتی دندون های کوچیکت به قاشق می خورد چه قدر ذوق می کردم.....
29 شهريور 1391

چه قدر زود بزرگ شدی.......................

قربونت برم  یعنی انقدر زود گذشت....نگاه کن خودتو چه قدر توچولو بودی عزیزم....باورم نمیشته اینقدر زود بزرگ شدی عزیزم......انگار همین چند دقیقه پیش بود که یه نوزاد 1 ساعته بودی و اومدیم توی بیمارستان دیدیمت....نگاه کن چه قدر بزرگ شدی قدت از 50 سانتی متر رسیده به ٨٠سانتی متر.....تازه در آینده به١٩٠هم میرسه.....وزنت از 3 کیلو رسیده به 11کیلو................فدات بشم که اینقدر زود بزرگ میشی.......                                         &nb...
28 شهريور 1391